91 آیینه 404
"مردم" و" دولت " باید برای تحقق این هدف ،متحد شوند
دیگر امکانات

وتِلکَ ا لأمثالُ نَضرِبُها للنّاس لَعلَّهم یتَفکّرون؛ «مثل» ها را می آوریم تا مردم به فکرو اندیشه فرو روند».(سوره حشر، آیه 21)

استفاده از «مثل» و ضرب المثل در محاورات و نوشته جات دو فایده دارد:

1 ـ زیبایی و جذابیت بیشتر نوشته یا سخن.

2 ـ رسایی و شیوایی پیام.

استفاده از مثل های رایج، نوعی هنر آفرینی و هنرمندی در فن سخنوری و کتابت است. این صنعت، افزون بر روان سازی محتوا و ایجاد فضایی مناسب برای انتقال ذهن، نوعی زینت گری و آرایش نیز محسوب می شود و غالباً چیره دستان قلم و سخن از آن استفاده می کنند و کمتر نوشته ادبی را می توان پیدا کرد که از این صنعت بهره مند نباشد و شاهکار های نظم و نثر فارسی و عربی و زبانهای دیگر، مملّو از مثل ها و ضرب المثل هاست.

قرآن کریم که برجسته ترین هنر کلامی و ادبی است، به نوبه خود به صورت لطیف و ملیحی از این صنعت استفاده کرده است. به گونه ای که نه اقتباس از کلام بشری کرده است تا از حد اعجاز تنزل یابد و نه از محاوره متعارف فراتر رفته است تا سخنی غیر مجذوب و دشوار گردد، بلکه به سبکی بدیع و نو و با ضرب المثل هایی عالی و شگفت، زیباییها وشگفتیهای خویش را تماشایی تر کرده است.مثل های قرآنی عبارتند از:

1 ـ مثل هایی که در قرآن از آنها به عنوان مَثَل یاد می کند.

2 ـ مثل هایی که هر چند به صورت مَثَل در قرآن ترسیم نشده است، ولی به قدری جامع و رسا وگویا است که به صورت مثلی رایج در آمده است.

در این سلسله از مقالات با هم به تماشای این فصل زیبای از قرآن می نشینیم.

«و ان لیس لِلأنسان ألاّ ما سَعی؛ برای انسان چیزی جز آنچه که از راه تلاش و کوشش بدست آورد نیست». (سوره نجم، آیه 39)

علامه طباطبایی در تفسیر پر ارج «المیزان» در معنی آیه می نویسند:

«دارایی و سرمایه حقیقی انسان نمی شود مگر آنچه را که خود از طریق عمل کسب کرده است چه اینکه هر انسانی بر سر سفره عمل خویش نشسته است و آنچه را که در نشئه دنیام به خود منتسب می کند از مال و فرزند و امثال آن چیزی جز امری اعتباری و پنداری بیش نیست وگرنه در سرای آخرت که سرای حقیقت است دارایی او همان اعمال نیک و بد اوست».

مضمون عالی، ناب و اختصار آیه موجب شده است که همواره دانشمندان و ادیبان در مباحث گوناگون علمی و اخلاقی به آن استناد کنند و همین سبب شده است که آیه شریفه به عنوان ضرب المثلی قرآنی رخ بنماید. گروهی آن را نگین انگشتری شعر خویش ساخته اند، همانند:

مولانا جلال الدین بلخی می گوید:

چو گفت «لیس للانسان إلاّ ما سعی » خالق بیفکن دانه ای امروز تا زان بدروی فرد

چون نکرد آن کار مزدش هست ل «لیس للانسان إلا ما سعی»

قـدر همـت باشـد آن جهد و دع «لیس للانسان إلا ماسعی»

***

مصلح الدین سعدی شیرازی می گوید:

مـن طـریق سـعی مــی آرم به ج «لــیس لـلانـسـان إلا مـا سـعـی»

نابرده رنج گنج میـسر نمـی شـود مزدآن گرفت جان برادر که کار کرد

و در جای دیگر می گوید: هرکسی آن درود عاقبت کار که کشت.

و عبدالواسع جبلّی می گوید:

هست در تنزیل بر تصدیق این معنی دلیل آیت آن «لیس للانسان إلا ما سعی»

****

و گروهی با الهام از آن چنین نغمه سر دادند که:

حافط شیرازی:

«سعی نابرده در این راه به جایی نرسی»

باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش

بـر جـفای خـار هجران صبر بلبل بایدش

حکیم ابوالقاسم فردوسی:

به منزل رسید آنکه پوینده بود بهی یافت آنکس که جوینده بود

حکیم سنایی :

راه جستن ز تو هدایت از او جد کردن از تو عنایت از او

صائب:

مشو غافل ز گردیدن که روزی در قدم باشد همین آواز می آید ز سنگ آسیا بیرون

أوحدی:

منشان دیگ جستجو از جوش تا رگی هست در تنت می کوش

عنصری:

ز زود خفتن و از دیرخاستن هرگز نه مرد یابد ملک و نه بر ملوک ظفر

حکیم، ناصر خسرو قبادیانی:

گیتی به مثل چون سرای کار است تــا روز قیــام و نـغــمه صـور

گــر کـار کــنی عــزیــز باشــی فــردا کــه دهــند مــزد مزدور

****

این آیه شریفه علاوه بر پرده برداری از یک حقیقت رفیع ـ که در بیان علامه طباطبایی آمده است ـ این حقیقت را نیز بر ملا می سازد که انسان جز از راه تلاش و کوشش و همت عالی به جایی نخواهد رسید: «ناز پرورده تنعّم نبرد راه به دوست ».1 که: «بقدر الکدّ یکتسب المعالی».2

و به سروده پروین اعتصامی:«عاقل از کار بزرگی طلبید».3

1 ـ دیوان حافظ 2 ـ ترجمه: به مقدار کوشش، مقام و تربیت رفیع، پدیدار می گردد.

3 ـ دیوان پروین اعتصامی

روابط دختر و پسر در قرآن(7)

http://www.hawzah.net/fa/MagArt.html?MagazineArticleID=48217&MagazineNumberID=5258

جایگاه کار و تلاش در آموزه های دینی


ارسال شده توسط : سید عسکر
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 31 فروردین 1391 9:24 AM ] [ سید عسکر ]

یک نظام اقتصادی عدالت‌محور چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟ آیا می‌توان یک نظام واحد اقتصادی از اسلام برداشت کرد؟ اینها مهم‌ترین پرسش‌هایی است که در یک توسعه بومی می‌تواند مورد توجه قرار گیرد.

 در این میان پژوهشگران و اندیشمندان اسلامی و غیراسلامی به این پرسش‌ها پاسخ داده‌اند. با این حال به ویژه در خصوص پرسش‌ دوم، هنوز بحث و گفت‌وگو میان متفکران رواج دارد. در این پرونده ما نیز برای تبیین نسبت میان تولید، کار و سرمایه در یک نظام اقتصادی اسلامی، خواستیم پیش از هر چیز به ویژگی‌های نظام اقتصادی اسلام بپردازیم؛ از این رو بر آن شدیم تا گفت‌وگویی را با دکتر حسن سبحانی، دارنده دکتری علوم اقتصادی و استاد دانشگاه تهران و نماینده دامغان در دوره‌های پنجم، ششم و هفتم مجلس شورای اسلامی در این خصوص به انجام رسانیم.

  • پیش از هر چیز می‌خواهم تعریفی از مفاهیم کار، تولید، سرمایه و ثروت بدهید و آنگاه جایگاه و اهمیت آنها را در شبکه اجتماعی- اقتصادی جامعه به بحث بگذارید؟‌

در منظر اقتصاد آ‌نچه قطعی‌ترین اهمیت را دارد، تولید است. این تولید، یا تولید کالاست یا تولید خدمت. مقصود از کالا اشیایی است که ملموس و رافع نیازی هستند و منظور از خدمت هم مواردی است که رافع نیاز و مفید هستند؛ هر چند که ممکن است مانند کالا ملموس نباشند. هم کالا و خدمت تولید می‌شوند و پشتوانه اقتصاد هر کشوری هستند. در 30سال پیش، گفته می‌شد که پشتوانه پول هر کشوری، طلا و ارز آن کشور است، در حالی که بعدها به ویژه امروزه، پشتوانه اقتصاد هر کشوری را تولید آن می‌دانند. هر کشوری که بتواند بیشتر، کیفی‌تر و با هزینه کمتر کالاها و خدماتی را تولید و عرضه کند، توان و پشتوانه اقتصادی قوی‌تری دارد. اینکه برخی از کشورها پولشان با ارزش است و برخی دیگر بی‌ارزش، دقیقا به پشتوانه پول که تولید است، برمی‌گردد. بی‌تردید تولید با ابزار کار و سرمایه صورت می‌گیرد. مقصود از سرمایه، چیزی است که در اقتصاد در اصطلاح به آن کالای سرمایه می‌گویند، مانند ماشین‌آلات، بناها، مواد اولیه و... پس وقتی کار و سرمایه درمی‌آمیزند، کالا و خدمت تولید می‌شود. هنگامی که کالا و خدمات بر همدیگر متراکم‌ می‌شود مجموعه‌ای را پدید می‌آورد که به آن (انبوه) ثروت می‌گوییم. بنابراین در ارتباط با اینکه تولید، کار و ثروت چه نسبتی با یکدیگر دارند، باید گفت که کار روی طبیعت سبب تشکیل سرمایه می‌شود و سپس به کمک سرمایه کالا و خدمات تولید می‌شود. هر اندازه کالا و خدمات بیشتری تولید شود، ثروت جامعه بیشتر می‌شود.

  • دیدگاه اسلام در خصوص کار، تولید و ثروت چیست و در یک نظام اسلامی این سه مقوله چه نسبتی با یکدیگر باید داشته باشند؟

آنچه از مفاهیم اسلامی استنباط می‌شود، تلاش و کوشش بی‌وقفه انسان برای رسیدن به آرمان‌های معنوی است و ابزار رسیدن به آن آرمان‌ها، عمدتا امکانات مادی است. گفته می‌شود که در اسلام، اقتصاد هدف نیست اما ابزار است؛ نه یک ابزار تشریفاتی بلکه ابزاری که اگر نباشد، گویی که معاد و آخرت هم که هدف دین است، نخواهد بود. این جمله را حتما شنیده‌اید که «کاد الفقر ان یکون کفراً/ نزدیک است که فقر به کفر بینجامد». این حکایت از این دارد که نیازها و امکاناتی که رافع فقر آدمی است، تأثیری اساسی در معنویات و مفاهیم دینی دارد. اسلام در قبال نیروی کار که نقشی اساسی در تولید ثروت دارد، برحسب شرایط اجتماعی- اقتصادی آن زمان گفته است که مثلا پیش از آنکه عرق کارگر خشک شود، دستمزدش را بپردازید. این حدیث می‌خواهد بگوید که به زحماتی که فرد(کارگر) کشیده، توجه کنید. یا در توجه به مالکیت خصوصی و نقشی که مالکیت خصوصی در ایجاد انگیزه برای فعالیت‌های اقتصادی دارد، در حدیث آمده است که حرمت مال مسلمان مانند حرمت خون اوست. از این قبیل بسیار است. اینها همه دال بر این است که اعتبار آدمی و شخصیت‌ وی از طریق تولید تعریف می‌شود. روایت داریم که فقر عامل سلب شخصیت صاحبش است.

  • نکته‌ای که در اینجا به نظر می‌رسد این است که با توجه به این همه اهتمام اسلام به کار و تولید، آیا می‌توان نظام اقتصادی متمایزی را در اسلام سراغ گرفت. اگر چنین است، مختصات کار، تولید و مالکیت ابزار تولید در این نظام (اسلامی) چیست؟

اسلام قطعا نظام اقتصادی خاص خود را دارد. پیش از پرداختن به این نکته، نخست باید روشن شود که «نظام اقتصادی» چیست؟ باید دید که سرمایه‌داری یا سوسیالیسم، نظام اقتصادی را چگونه تعریف کرده‌اند تا ما هم با همان قالب‌ها، نظام اقتصادی اسلام را ارائه دهیم که قابل تطبیق و مقایسه هم باشد. این مناسب‌ترین روش است. همه کسانی که نظام اقتصادی را تعریف کرده‌اند، به 2مؤلفه خیلی مهم اشاره کرده‌اند؛ یکی انگیزه فعالیت‌های اقتصادی و دیگری مالکیت ابزارهای تولید و آنگاه پیرامون این دو مؤلفه نهادها و مناسبات تولیدی را ذکر کرده‌اند. بر این پایه ما هم می‌توانیم یک نظام اقتصادی مستقل و متمایز از نظام‌های اقتصادی دیگر برای اسلام تعریف کنیم. البته مقصود از متمایز، تفاوت 100درصدی نیست، (متمایز) به این معناست که آن قدر تفاوت وجود دارد که پژوهشگر می‌تواند با توجه به مرزهایی که این نظام‌ها را از هم تمیز می‌دهد، به یک نظام اقتصادی که سرمایه‌داری و سوسیالیسم نیست، اعتراف کند.

  • آیا اشاره شما به این نظام اقتصادی (اسلامی) مبتنی بر برداشت شما از دین(اسلام) است یا در طول تاریخ اسلام نمودی از این نظام را سراغ دارید؟

به نظرم دورانی که تلاش شد تا اسلام حاکمیت پیدا کند- که البته مدت زمان کوتاهی بود- در 4سال حکومت امام علی(ع) بود. این نظام اقتصادی در اندازه مناسبات تجاری- پیشه‌وری عربستان آن زمان وجود داشته است. شاید بهتر باشد بگوییم که نظام اقتصادی به منزله مجموعه تدابیر و سیاست‌هایی است که یک اقتصاد برای رسیدن به اهدافش تعریف و جست‌وجو می‌کند. بنابراین نظام اقتصادی بسیار منعطف است. هر چقدر زمانه عوض می‌شود، تمهیدات و تدابیر نظام اقتصادی هم تغییر می‌کند. البته این تغییرات آن اندازه نیست که هویت اصلی را نادیده بگیرد. آنهایی که گفته‌اند اسلام بین سوسیالیسم و سرمایه‌داری است یا کسانی که آن را سوسیالیستی و سرمایه‌داری، دانسته‌اند، به نظرم از زاویه رویکرد اشتباه گفته‌اند. به این خاطر که از نظرگاهی که ما داریم، نظام اقتصادی دین بر مبنای وحی و عقل است. آنچه تحت عنوان سرمایه‌داری و سوسیالیسم در جهان مطرح است، مجموعه تدابیری است که بشر بر اساس عقل خودش پدید آورده؛ بنابر این اگر مشابهت‌هایی بین سرمایه‌داری و اسلام یا بین سوسیالیسم و اسلام دیده می‌شود، به تلاش انسان امروز برمی‌گردد که از طریق عقل خود به برخی از دستاوردهای وحی نزدیک شده است؛ به بیان بهتر، کمال این نظام در دین است. با اینکه بشر امروزی وحی را کنار گذاشته ولی از طریق عقل خود به بخشی از آن کمالی که در دین هست، نزدیک شده است. از این رو نباید گفت آنچه ما داریم شبیه آن چیزی است که دیگران به آن رسیده‌اند، باید گفت آنچه دیگران به آن رسیده‌اند، بخشی از کمالی است که ادیان پیش‌بینی کرده‌اند.

  • برای کشور ما که به دنبال توسعه بومی است و می‌خواهد بر مبنای نظام اقتصادی اسلام به تولید و فراوری (ملی) بپردازد، تحقق این نظام اقتصادی بیش از پیش ضرورت دارد. به نظر شما چه تمهیدات و تدابیری باید در این نظام (اقتصادی) اندیشیده و تعبیه شود تا ارتباط میان کار، تولید و اهداف معنوی در آن محقق شود؟

اینگونه انتظار می‌رود که عمل به اسلام در رفتار یک مسلمان متجلی شود زیرا فرض بر این است که مسلمان دین را انتخاب کرده است. آیا می‌شود کسی مقوله‌ای را انتخاب بکند اما نسبت به منتخب خودش بی‌توجهی کند؟ منطقا نیاید اینگونه باشد؛ به این معنا که وقتی انسان از میان چندین گزینه یکی را برمی‌گزیند، لابد آن گزینه برای وی نسبت به دیگر گزینه‌ها ارجحیت داشته است. از این رو منویات اقتصادی اسلام باید در رفتار اقتصادی مسلمانان دیده شود؛ این شرط اصلی است. بی‌تردید با آموزش این منویات آنها را می‌توان در افراد و جامعه نهادینه کرد. آموزش عبارت است از دانستنی‌ای که موجب تغییر رفتار شود. بنابراین هر دانستنی‌ای آموزش نیست.
پس دین باید به‌گونه‌ای به افراد آموزش داده شود تا آنها عامل به دین شوند. وقتی دین در رفتار انسان‌ها، عملی و متجلی شد، آنها خواه ناخواه در زندگی اقتصادی هم خواسته‌ها و منویات دین را پیاده می‌کنند. دین در زمینه‌های کار، تولید، مالکیت، توزیع، مبادله، پول، بهره‌ پول و صدها مسئله دیگر اقتصادی منویاتی دارد. وقتی انسان مؤمن این منویات را یاد گرفت، آنها را در زندگی خود پیاده می‌کند و زندگی وی دینی می‌شود. نظام اقتصادی همین است. در واقع وقتی کسی به سبک و سیاقی که دین آ‌‌موزش داده است، تولید می‌کند، در آن شیوه تولید لحاظ معنویت هم وجود دارد زیرا دین به وی یاد داده که کار را با اتقان پیش ببرد و حقوق دیگران را پایمال نکند.


ارسال شده توسط : سید عسکر
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 31 فروردین 1391 9:18 AM ] [ سید عسکر ]

در دین اسلام، تلاش برای تکفل امور خانواده مانند جهاد قلمداد شده است و بسیار مورد ستایش است. اما در این تلاش برای رفع حوایج خود و افراد تحت تکفل نمی توان هر شغل و مسلکی را پذیرا شد.

 

 

اسلام عنایت بیشتری به اموری تولیدی دارد که به منفعت بشر باشد و از اموری که موجب خوردن مال دیگران به روش باطل و نادرست می شود، امر به اجتناب می کند، مانند قمار و رباخواری و... همچنین از خرید و فروش و تکسب به اموال و اشیایی که فساد آورده بوده و ضد بشر می باشند نیز منع کرده است مانند شراب و هروئین و... غش در معامله و فریبکاری برای فروشنده را غیر مجاز اعلام کرده است.

خلاصه شغلی که:

الف: موجب خسارت به دیگران نشود؛

ب: متعلق به اشیاء ممنوعه از قبیل شراب و قمار و هروئین و... نباشد؛

ج: منفعت عقلایی برای نوع مردم داشته باشد؛

د: موجب تقویت و شوکت ستمگران نشود و یاری و استعانت آنان محسوب نشود.

ه‍: موجب هتک انسان و آبروریزی برای او ، خانواده و وابستگان نباشد را حلال و مستحب و گاهی واجب تلقی می کند.

منبع: پایگاه حوزه

جایگاه کار و تلاش در آموزه های دینی


ارسال شده توسط : سید عسکر
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 31 فروردین 1391 8:58 AM ] [ سید عسکر ]

تعداد کل صفحات : 4 1 2 3 4
درباره وبلاگ

توضیحاتی در باره: نقش تولید داخلی در اقتصاد پویا - جایگاه کار و تلاش در آموزه های دینی - ظرفیتهای سرمایه و ثروت در ایران اسلامی - وظایف دولت و ملّت در حمایت از کار و سرمایه ملّی - راهکارهای حمایت از تولید ملّی
آمار و بازدید ها
کل بازدید:31981
تعداد کل مطالب : 302
تعداد کل نظرات : 12
تاریخ آخرین بروزرسانی : یک شنبه 10 اردیبهشت 1391 
تاریخ ایجاد بلاگ : سه شنبه 8 فروردین 1391